تبليغاتX
اجتماعی-سیاسی
 

 

 
 
 
  

ãäæí ÇÕáí

 
ÕÝÍå Çæá
ÓÊ Çá˜ÊÑæäí˜
ÂÑÔíæ ãØÇáÈ
ÒíÈÇÊÑíä ÞÇáÈ åÇí æÈáǐ
 

äæíÓäϐÇä

 

 

 

ãæÖæÚÇÊ

   

áíä˜ Ïæäí

 
محمد رضا واحدی
منصور علیمرادی
سعید تقی زاده
ÂÑÔíæ íæäÏåÇ

 

ÂãÇÑ ÈÇÒÏíÏ

 

»
»ÊÚÏÇÏ ÈÇÒÏíÏåÇ:
»˜ÇÑÈÑ: Admin

  AddThis Feed Button


 

ÊÈáíÛÇÊ

 

ÈåÊÑíä ÞÇáÈ ÓÇÒ ÈáǐÝÇ æ ãíåä Èáǐ

 
 
  مرعشی در جمع جیرفتی ها و کهنوجی های مقیم تهران
 

مرعشی در جمع جیرفتی ها و کهنوجی های مقیم تهران

از تشکیل استان دیگری در جنوب استان حمایت می کنیم

سید حسین مرعشی فعال سیاسی و چهره سرشناس استان با حضور در جمع جیرفتی ها وکهنوجی های مقیم تهران ، استعداد و توانمندیهای جنوب استان را بی نظیر خواند و اظهار داشت برای رونق و توسعه این منطقه مستعد از هیچ کوششی فروگذاری نخواهیم کرد و از استان شدن آن حمایت خواهیم نمود .

در ابتدای جلسه آقای دکتر حاتمی جیرفتی مقیم و استاد دانشگاه ضمن بیان پاره ای از مشکلات روبروی توسعه و رونق شهرستانهای جنوبی از عملکرد مجموعه استان در دولت های قبلی در توجه به این مناطق انتقاد نمود و گفت : جوغالب در این شهرستانها این است که بسیاری از مسئولین وقت در پستهای کلیدی استان مخالف ابادانی و استقلال جنوب بوده اند و متاسفانه این دوستان هیچگاه نخواستند و یا فرصتی برایشان فراهم نشد که در این مورد پاسخی به افکار عمومی این شهرستان ها بدهند و این هنوز در اذهان بسیاری از مردم این مناطق به عنوان یک گلایه که هر وقت فرصتی گیر بیاورند آن را اظهار می کنند مانده است .

پس از ان آقای مهندس محمد رضا رئیسی در تایید سخنان آقای حاتمی با یادآوری پاره ای از مشکلات فراروی خود در زمان تصدی ریاست سازمان جهاد کشاورزی از بعضی نامهربانیها در مجموعه استانداری قبلی گله نمود و افزود : درست است که الان وقت مناسبی برای یاداوری این اظهارات نیست اما برای اینکه این ابهامات و نقطه های کور از ذهن و خاطر ما  پاک و یا کمرنگ بشوند چاره ای جز بیان آنها نیست ، علیداد تراب فرماندار سابق جیرفت نیز با صحه گذاشتن بر بسیاری از مطالب مطرح شده گفت : دوستی و اتحاد چنان قدرت معجزه آسایی دارد که اگر حالا هم به آن مسلح بشویم می توانیم تا حدود زیادی آن کاستی ها را جبران کنیم ، تراب بحث در مورد آینده این منطقه را بسیار جذاب تر و شیرین تر از گلایه های گذشته دانست و بیان داشت بیائید راجع به امروز و روزهایی که در پیش است حرفی بزنیم و چیزی بگوییم وگرنه کندن زخمهای کهنه دردی را دوا نمی کند ، پس از آن مرعشی ضمن به حق  دانستن پاره ای از توقعات مردم این شهرستانها از مجموعه اجرایی استان در دولتهای گذشته ،به بیان مسائل ، مشکلات و سنگ اندازیهای بعضی از مسئولین اجرایی این شهرستانها در اجرای بسیاری از پروژه های اقتصادی و اشتغال زا پرداخت و افزود اگر روزی لازم باشد که علل و ریشه های این کم کاری در این مناطق شناسایی بشوند مطمئن باشید مجموعه عوامل اجرایی استان در رده های پایین جدول قرار خواهند گرفت .

مرعشی گفت : بنده با توجه به محرومیت  این مناطق و احساس تکلیفی که نسبت به بچه های آنجا می کردم همیشه دلم می خواست که کار بزرگی  که قادر باشد بسیاری از این کاستی ها را پوشش دهد در آن منطقه انجام بگیرد اما متاسفانه کوته نظری و خودخواهی بعضی بدین دلیل که از من و یا دوستان همراهم خوششان نمی آمد با هرگونه توسعه  و ابادانی در این منطقه مخالفت و یا به طریقی سنگ اندازی می کردند و حتی تا آنجا پیش رفتند که مردم عادی را علیه ما و دوستان ما برای انجام فعالیت در بعضی از این مناطق شوراندند . در پایان مرعشی برپایی این جلسات را مهم و تاثیر گذار ذکر نمود و گفت کمترین فایده این جلسات این می تواند باشد که شما از حال همدیگر باخبر و بتوانید مشکلات همدیگر و یا مشکلات سایر همشهریانتان را در تهران پیگیری وحل نمائید .

 شایان ذکر است جلسات انجمن فرهنگی جیرفتی ها  و کهنوجی های مقیم تهران مدت سه ماه است که با حضور علاقمندان فرهنگی این مناطق هر ماه یکبار تشکیل می شود و در جلسات آن در مورد حوادث و رویدادهای فرهنگی و اجتماعی شهرستانهای این مناطق بحث و تبادل نظر صورت می گیرد .

 

 



 
áíä˜ ËÇÈÊ | äæÔÊå ÔÏå ÊæÓØ اسلام نیک نفس ÏÑ دوشنبه ششم اسفند 1386 æ ÓÇÚÊ 1:26 قبل از ظهر      
 
  بررسی رد صلاحیت ها در میزگرد فرمانداران جنوب
 

بررسی رد صلاحیت ها در میزگرد فرمانداران جنوب

موضوع بحث: آیا رد صلاحیت ها به صلاح است ؟

شرکت کنندگان در میزدگرد:

 فرمانداران شهرستانهای جیرفت، عنبرآباد، کهنوج، منوجان، رودبار، قلعه گنج.

م.ع.بهروز از جیرفت: در روزگاری که ایادی استکبار از هر طرف انواع تانک های چیفتن و توپ های دوربرد و موشک های قاره پیما و ماهواره های جاسوسی را به طرف کشور ما نشانه گرفته و برای اینترنت فیلتر شده ما، فیلتر شکن می سازد و در اختیار جوانان ما قرار می دهد و عتیقه های جیرفت را روز روشن حراج می کند و فیلم ها و سریال هایی به ما می فروشد که هنرپیشگانش خصوصا بانوان در آن اصلا از چهره موجهی برخوردار نیستند در چنین شرایطی وظیفه حکم می کند که در تأیید یا رد صلاحیت نهایت دقت ، ظرافت و وسواس را به خرج بدهیم.

چه بسا استکبار پلید دستش را از آستین یکی از همین کاندیداها بیرون بیاورد، وقتی که کاندیدای محترمی در جلسه انتخاباتیش در کیفش را باز می کند و سی دی یانگوم (که حتما چهره اش در خاطر شما عزیزان مانده است) را به یکی از طرفدارانش می دهد دیگر از او چه توقعی می توان داشت.

 رد صلاحیت هم که می شود، جوسازی می کند و هیاهو که به من ظلم شده! روز اولی که این آقایان اصلاح طلب مسئله دار برای ثبت نام پایشان را توی فرمانداری گذاشتند ما بسیار تلاش کردیم که به زبان بی زبانی به آنها بفهمانیم که نه وقت خودتان را بگیرید و نه وقت ما را، اما اگر آن روزها چیزی می گفتیم اعتراض می کردند و حقوق شهروندی را به رخ ما می کشیدند.

ما به عکس هایشان ایراد می گرفتیم که مثلا این یکی کاغذش خوب نیست و یا فتوکپی هایت را با دستگاه معمولی گرفته ای، اینها ظاهرا فکر اینجایش را هم کرده بودند چون بلافاصله چندین نمونه عکس با انواع چاپ و  استشهاد نوع دستگاه فتوکپی را جلوی ما می گذاشتند. فکر می کردند که زرنگند.

 البته بعضی ها هم مثل آقای فاریابی با اندک اشاره چشم و ابروی ما هوای کار دستشان آمد و رفتند پی کارشان. اینها فکر می کردند که علی آباد بعد از سوم تیر شهری شده، پس به خاطر همین خوش خیالی رد صلاحیت شدند و به قول برادرانمان این دفعه حسابی مالیدن. (کف حضار)

ب . سعیدی از عنبرآباد: سخنان سردار بسیاری از ابهامات را برطرف کرده و به طریقی حجت را بر ما تمام نموده،

به نظر بنده این رد صلاحیت ها از دو حال خارج نیست یا هیئت نظارت و اجرایی پناه بر خدا ، زبانم لال زبانم لال غرضی داشته و یا اینکه کاندیداها صلاحیت نداشته اندو چون همه ما شش نفر به طور قطع و یقین می دانیم که موضوع اول بعید است پس موضوع دوم بعید نیست (صلوات حضار)

و اما دوستان اگر از افق فاشیسم منحط با یک نگاه پلورال منبسط به قضیه رد صلاحیت ها نگاه بکنیم به سادگی متوجه می شویم که شل بگیریم سفت می خوریم.

روی همین حساب ما به قول رئیس جمهور محبوب جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد باید با مشت محکم مستضعفان محروم پابرهنه به دهان اختلاس کنندگان جیره خوار بنیادهای آنچنانی معلوم الحال بکوبیم.

پس با توجه به این شرایط و شرایطی که فعلا گفتنش را به صلاح نمی بینم با مالیدن اینها موافقم حتی اگر قانون هم در برابر بعضی از این اعتراض ها پاسخ روشنی نداشته باشد. (صلوات حضار). (مرادی: نرد نفست سرحدی)



 
áíä˜ ËÇÈÊ | äæÔÊå ÔÏå ÊæÓØ اسلام نیک نفس ÏÑ دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 æ ÓÇÚÊ 11:14 قبل از ظهر     ÇÏÇãå ãØáÈ 
 
  مقايسه تطبيقي قانون مطبوعات مصر با ایران
 

 

 بررسي مقايسه اي قانون مطبوعات مصر با قانون مطبوعات جمهوري اسلامي ايران در موضوعات

الف : تعريف مطبوعات                        ج : چاپ اصلاحيه

ب : آزادي مطبوعات                          د : شرايط متقاضي و مراحل صدور پروانه

 

الف : تعريف مطبوعات

 ایران :   قانون مطبوعات جمهوري اسلامي ايران با 36 ماده و 23 تبصره داراي شش فصل است كه تعريف مطبوعات فصل اول آن است .

    قانون مطبوعات جمهوري اسلامي ايران مشخصات مطبوعات و مواردي كه مي تواند در تعريف آن داخل ميشود را در ماده 1 اين قانون به صراحت آورده است ، اين ماده با سه تبصره الحاقي اش تقريباً دايره شمولش را دور همه نشريات مورد نظرش رسم نموده است .

در ماده اول كه به تعريف مطبوعات اختصاص يافته از تمام نشرياتي كه بطور منظم با نام ثابت در زمينه هاي گوناگون خبري، انتقادي، اجتماعي، سياسي، كشاورزي، فرهنگي و ورزشي و نظاير اينها منتشر مي شود بعنوان مطبوعات نام برده و در سه تبصره الحاقي، نشريه بدون مجوز را از مشمول قانون مطبوعات خارج دانسته و در عوض همه نشريات الكنرونيكي را مشمول قانون مطبوعات دانسته است .

    مصر : قانون مطبوعات مصر مصوب سال 1996 است كه در 81 ماده و بدون تبصره الحاقي تصويب شده است . در ماده 2 قانون مطبوعات مصر به مطبوعات منطبق با قانون مطبوعات اين كشور اشاره شده است و در آن از همه مطبوعاتي كه با نام مشخص و به طور منظم چاپ مي شوند بعنوان مطبوعه نام برده است . اين قانون روزنامه ها، مجله ها و خبرگزاريها را بعنوان نمونه بصورت كلي و بدون اشاره به ذكر جزئيات محتواي نشريات آورده است . همچنين در اين ماده بر خلاف تعريف مطبوعات در قانون مطبوعات ايران به نشريات الكترونيكي اشاره نشده است .

 

 

 

ب : آزادي مطبوعات

    ايران : فصل چهارم قانون مطبوعات جمهوري اسلامي ايران با عنوان حدود مطبوعات كه در ماده 6 اين قانون آمده است به جز در موارد اخلال به مباني و احكام اسلام ، حقوق عمومي و حقوق خصوصي در ساير موارد مطبوعات را آزاد معرفي كرده است .



 
áíä˜ ËÇÈÊ | äæÔÊå ÔÏå ÊæÓØ اسلام نیک نفس ÏÑ یکشنبه هفتم بهمن 1386 æ ÓÇÚÊ 6:13 بعد از ظهر     ÇÏÇãå ãØáÈ 
 
  شرایط تایید صلاحیت نوک بایی اعلام شد .
 

.

از بابت اینکه شاید کسانی در بین جدیدالورودهای کاندیداتوری مجلس باشند که «ما» را نشناسند و یا آنهایی هم که می شناسند  چه بسا درست و حسابی نشناسند و پیش خودشان فکر کنند حرفهای ما باد هواست و یحتمل که «ما»  را جدی نگیرند و فردا وقتی دود این شوخی گرفتن ما توی چشمشان رفت فریاد« وامظلوما » سر دهند و داد وهوار راه بیندازند که ایهاالناس : «این چه وضعی و چه عدالتی است ؟ »

پس بدین لحاظ و بسیاری لحاظ های دیگر و علیرغم اقتضای شغلی امان - که راز داری این اطلاعات طبقه بندی شده است - نکاتی چند را در مورد خودمان و روش رد صلاحیتمان یاد آور می شویم .

«ما» کیستیم ؟

«ما»  شاید در نظر شما هر که و هر چه باشیم اما مطمئن باشید که شوخی و الکی نیستیم ، همچنین بر خلاف نظر شما ، سنگدل هم نیستیم ،

رد صلاحیت هایی بسیاری بوده که تا مدتها «ما»  را به فکر فرو برده و اشک عیال و بچه ها را در آورده ، خداییش «ما»  به تنهایی ، آنطور که شما فکر می کنید در این قضیه مقصر نیستیم ، «ما»  با توجه به تجربه چند صد ساله امان در این امور ،به بسیاری از شما بی تجربه ها  با تلفن ، پیغام و حتی اشارات چشم و ابرو توصیه کردیم که : گول اصلاح طلبی و روشنفکری و« به به» و «چه چه »اطرافیان را نخورید و کاندیدا نشوید تا بر هیزم اتش جهنم ما افزوده نگردد که اگر درب فرمانداری باز است حیای شما کجا رفته ؟ اما  شما کی دنبال عاقبت به خیری ما بوده اید که این بار باشید ، همه اتان رفتید واسم نوشتید  .

اوایل عرض کردیم که  «ما شوخی نیستیم » اما شماها «ما»  را جدی نگرفتید ، «ما»  در هر لباسی و هر پست و مقامی دائم به شما فکر می کردیم اما شما از ما غافل بودید، «ما»  حتی ان زمان که با لباسی چروکیده و دمپایی (با دو سایز مختلف ) جلوی بانک مسکن (گیلانی ) بر پیکانمان تکیه داده بودیم و غاره می زدیم « ..عنبراباد نبود  ؟!  ،  عنبرآباد یک نفر .. » درست است که پول در می آوردیم اما داشتیم به شما فکر می کردیم ،

 ولی شما خیلی بی انصاف بودید . شیشه های ماشینتان بالا بود و از پشت شیشه ما را با دست به یکدیگر نشان می دادید و ما غصه می خوردیم و ما آنها را در دلمان انباشته می کردیم و امروز فکر نکنید ما کینه آن روزها را به دل داریم و به «جامعه تک صدایی» می اندیشیم ، نه ! اشتباه می کنید ، دوستانمان به ما توصیه کرده اند که به «جامعه چند صدایی » فکر کنیم لذا توان شنیدن صداهای «آخ ، اوخ ، آهای ،اوهوی ، بابو و ای بو » شماها را داریم ، عرض کردم که ما شوخی نیستیم .

«ما» با علم اینکه در صورت رو دادن به شما خوش خوشک قصد تشک هم خواهید نمود و با پیروی از این شعر شاعر جبالبارزی که فرمود :« جنگ شمیز به از صلح خرمن !!» پرونده ی شماها را ورق خواهیم زد ، «ما»  به درستی و روشنی آگاهیم که در این دوره سر و کارمان با چه کسانی است ! شما ده نفر کاندیدای جیرفتی نزد ما در سه گروه طبقه بندی شده اید :

 الف ) گروه نپخته (5 نفر )                           

ب) گروه پخته ( 3 نفر )

 ج)گروه سوخته (2 نفر) .

محض اطلاع عرض می کنیم که طبقه «نپخته» و «سوخته» از موضوع بحث ما خارج است ، همه مشکل و بحث ما با این سه نفر «پخته» است .

و اما شورای عالی رد صلاحیت «ما»  ( غفر الله ذنوبهم )

داش قدرت الله 95 ساله از جوانان نسبتا محافظه کار

داش هیبت الله 96 ساله از جوانان جدیدا محافظه کار

داش احمد الله 99 ساله از جوانان کاملا محافظه کار

 

 

 



 
áíä˜ ËÇÈÊ | äæÔÊå ÔÏå ÊæÓØ اسلام نیک نفس ÏÑ جمعه بیست و هشتم دی 1386 æ ÓÇÚÊ 10:11 بعد از ظهر     ÇÏÇãå ãØáÈ 
 
  گفتگو با کرامت احمدی کهنوجی ، مدیرعامل شرکت شهسوار تجارت جنوب
 

کمتر کهنوجی است که نام کرامت احمدی کهنوجی را نشنیده و یا لااقل شبنامه ای اعتراضی از او را در جایی نخوانده باشد ، شبنامه های «کرامت» چپ و راست نمی شناسد او وقتی که احساس می کند به کهنوج جفایی شده قلم و کاغذ بر می دارد و حرف دلش را و اعتراضش را با عرف غیر معمول شبنامه با این تفاوت که در پایان آن هم اسم و امضایش را می آورد به اطلاع سایرین می رساند ،

 پای صحبتش که می نشینی متوجه می شوی که با ان کرامت احمدی پایین شبنامه خیلی متفاوت است ، با حقوق اجتماعی افراد آشناست ، رعایت حریم خصوصی و شخصیت اشخاص را محترم می داند و در مورد یازده شبنامه ای که تا کنون با اسم حقیقی در مورد حوادث و رویدادهای مختلف منتشر کرده توجیهاتی دارد که پرداختن به آن موجب طولانی شدن کلام می شود و بدین خاطر از آن صرف نظر می کنیم .

کرامت در حال حاضر در غرب تهران در طبقه چهارم یک برج مدیر عامل و رئیس هیئت مدیره یک شرکت صادرات و واردات به نام «شهسوار تجارت جنوب» است . صبح یک روز برفی به اتفاق برادران اسماعیلی بدون قرار قبلی به دفتر شرکت شهسوار در غرب تهران رفتیم .

هوا این روزها ناجوانمردانه سرد است و حوالی دفتر شرکت ناجوانمردانه تر ، جمشید اسماعیلی یکی از همراهان این جمع سه نفری با دیدن تابلوی شرکت می گوید : با همت یک کهنوجی ، جنوب این همه در دل سرما پیشروی کرده است . به طبقه چهارم می رویم و زنگ واحد هفت را می زنیم ، وارد یک واحد آپارتمان که شبیه مطب دکترهاست می شویم ،

 دیوارها با بروشورهایی تزئین شده که نشان از علاقه مدیرعامل شرکت به زادگاهش دارد ، کارمندان به احترام ما نیم خیز می شوند ، چهره های آفتاب خورده ی ما را که می بینند دیگر زحمت پرسیدن «بفرمائید؟» ، «چکار دارید؟» را به خود نمی دهند و یک راست ما را به طرف اتاق مدیر عامل راهنمایی می کنند ، به نظرم هر روز باید مهمانهای ناخوانده ای از این دست داشته باشند که اینطور درسشان را خوب حفظ هستند،

ابراز خوشحالی بی حد و حصر مدیر شرکت آقای احمدی با لهجه ی سلیس کهنوجی برای لحظاتی توجه همه ی کارمندان را به اتاق رئیس جلب می کند ،

اتاق کارش بسیار شیک و تمیز و وسایل و لوازم زینت دهنده ی آن به همراه عکس ها و مجلات خارجی روی میز خیلی زود به مهمانان حالی  می کند که این شرکت در کیش و دبی هم فعالیت دارد تابلوی پشت سر آقای احمدی هم  که در آن تلفن های دفتر کیش و دبی آمده هم این نکته را تائید می کند  .

اما خود آقای احمدی بی توجه به فضای اطرافش لحظه ای از سخن گفتن و خندیدن باز نمی ایستد آخرین اخبار را از «ناصر آوا» و مردم ان می گیرد و اخبار روز آنجا را هم با صدای بلند به اطلاع برادران اسماعیلی می رساند ،

دفترش پاتوق محلی هایی است که گذرشان به تهران می افتد او می گوید اینجا متعلق به همه کهنوجی هاست ، در حین صحبت با ما چندین تلفن داشت که مخاطبینش را که محلی بودند برای صرف نهار به منزلش دعوت می کرد ، حوادث سیاسی روز را خوب دنبال می کند و در تائید بعضی سخنانش روزنامه ی «اعتماد ملی» و «کارگزاران» را به ما نشان می دهد ،

به «سید حسین مرعشی» ارادتی خاص دارد و بسیاری از موفقیت هایش را مرهون همفکری و مشاوره های او می داند .

کرامت از رزمندگان سرشناس هشت سا ل دفاع مقدس است و راجع به بعضی مسائل سیاسی بی پرده و تند  



 
áíä˜ ËÇÈÊ | äæÔÊå ÔÏå ÊæÓØ اسلام نیک نفس ÏÑ جمعه بیست و هشتم دی 1386 æ ÓÇÚÊ 9:58 بعد از ظهر     ÇÏÇãå ãØáÈ 
 
  گفت وگو با دکتر حاتمی مشاور وزیر آموزش و پرورش
 

دوباره با دکتر حاتمی

 

 دکتر محمد حاتمی، مشاور وزیر آموزش و پرورش معتقد است جیرفتیها باید سوای گرایشات جناحی به جیرفت بیاندیشند. او سلیقه به خرج دادن مردم  در انتخابات آینده را  گام مهمی در توسعه و تحول فرهنگی و اقتصادی منطقه میداند . و ی معتقد است شهرستانهای جنوب استان اشتراکاتی با هم دارند که نماینده جیرفت به طریقی نماینده کهنوج، منوجان، رودبار و قلعهگنج هم هست و عکس قضیه را هم صادق میداند.

حاتمی میگوید: در جنوب استان خلاء یک صاحب نظر و به قولی یک چهره ملی به خوبی حس میشود، کسی که از توانایی بالای علمی برخوردار و با چهره موجهاش مبلّغ منطقه و تواناییهایش باشد،

 حاتمی میگوید ما این چهره و این نخبه را نباید به عاریت بگیریم، باید از دلسوختهها و پا برهنههای همان دیار باشد و گرنه ما جیرفتی تحصیلکرده با مدارج بالای علمی در خارج از کشور کم نداریم. او کشف و پرورش چنین چهره یا چهرههایی را جزء اهداف درازمدت مسئولان و دلسوزان منطقه میداند و به «حمایت از بالا» برای پیشبرد اهداف و پیشرفت اهمیت خاصی قائل است.

حاتمی در اظهارنظر مسائل سیاسی کشور بسیار به روز و در مورد مسائل سیاسی جیرفت بسیار رک است به دلیل این که نمیخواهد دوستانش در جیرفت آزرده شوند، نمیخواهد همه حرفهایش چاپ بشود،

 او با تحلیلی آماری و محتوایی به ما گفت که فرد رأیآور در انتخابات جیرفت چه کسی است و همچنین گفت روز بعد از انتخابات تحلیل مرا چاپ کنید، تا معلوم شود که چقدر به واقعیت نزدیک است. (البته فرض تائید صلاحیت و کنار نرفتن را هم در تحلیلش لحاظ نمود.)

مثل عکسهایش همیشه خنده روست، حوادث و اتفاقات مجلس ششم که خودش جزء کاندیداها بوده را هنوز مثل همان روز به خاطر دارد. البته حالا دیگر از هیچ کس گله نمیکند. اسم هر روستا را که ببری یکی از سرشناسان آنجا را میشناسد و این را از برکات حضورش در انتخابات میداند.

مصمم است با استفاده از اعتبار و توانش سریال مستندی را در مورد جیرفت بسازد تا به قول خودش دین خود را به همه جیرفتیها چه آنها که به او رأی دادند و چه آنها که به او رأی ندادند ادا کند. با هیچ کس قهر نیست.

دکتر رستمی را از سرمایههای جیرفت میداند و معتقد است که اگر دکتر منسوب به شهرستانی دیگر بود خیلی بیشتر از مناصب علمی و شهرتش بهره میبردند. خودش دکترای روانشناسی است، دفتر مشاورهای به نام شاعر دهه چهل جیرفت «بینش» در سعادت آباد دارد.

 از زمان آقای «حاجی» مشاور وزیر آموزش و پرورش است، به زبان انگلیسی مسلط و بیشتر وقتش را به تدریس در دانشگاهها میگذراند. همسرش هم به تازگی از پایان نامه دکترایش در رشته فیزیولوژی دفاع نموده و عضو هیات علمی دانشگاه شهید باهنر کرمان شده. سه فرزند دارد که فرزند بزرگش در مشهد رایانه (گرایش نرمافزار) میخواند. دومی پیش دانشگاهی و آخری هم دوم راهنمایی است. سایر اطلاعات را سعی کنید از میان سوال و جوابهای ما پیدا کنید.

*آقای دکتر! می گن شما وضعتون خوبه، درسته؟

ـ من بعد از 30 سال کار یک آپارتمان و یک ماشین دارم و اگر به نظر شما این